«سم
جونز»: عکاس محبوب هالیوود، خالق نگاره ها از ستاره ها
متأسفانه، موارد متعددی از اتفاقات نامفهوم و سهویات
ویرانگر برایم به وجود آمد آن زمان که مسیر سخت گفتگو با عکاس معروف، کارگردان،
موسیقی دان و اسکیت باز؛ سم جونز را پیمودم. میدونید، وقتی من در فوریه 2013 درباره Off Camera ؛ مجله شخصی،
برنامه تلویزیونی و پادکست جونز، چیزهایی فهمیدم، مطمئن بودم که کشف بزرگی کرده
ام. این یکی از جاهای نایابی بود که می شد مصاحبه ای هوشیوار در سبک ورقه-بزرگ را
خواند و دید آنها از یک گفتگوی واقعی یک قدم پا پس نکشیده اند. حال یک سال بعد از
آن ماجرا باز هم شانس این را داشتم که با این خالق گفتگو کنم ولی متأسفانه در باره
Off Camera موفق به
پرسیدن کلمه ای هم از او نشدم.
برگردیم به جونزِ عکاس. او به معرفی هیج احتیاجی ندارد ( و
من این جمله کوتاه کنسزو شده را تضمین می کنم.) ممکن است شما با پورتره های او
آشنا باشید حتی قبل از آنکه او را بشناسید. او با بسیاری از مشتری ها و شرکت های
سطح بالا و مشهور کار کرده است که مطمئناً شما چندتایی از آنها را دیده اید. آنها
از طریق Entertainment Weekly ,
Rolling Stones ، پوستر های سینمایی
مشهور منتشر شده اند. دو پوستر او را از فیلم های تحسین شده منتقدان « جاذبه ، Gravity » و « سرزمین
موعود ، Promised Land » را دیده اید. بدون شک برای من یک امتیاز بود که با
یکی از بهترین ها گفتگو کنم.
در این مصاحبه جونز درباره شروع کار عکاسی، رویکردش به
مقوله پورتره با من گفتگو می کند.
-
شما یک شخصیت برجسته و عکاس نام آشنا هستید. عکاسی را چگونه آغاز کردید؟
من کار خودم رو به
عنوان یک عکاس خبری در اسوشیتدپرس شروع کردم. درست بعد از دانشکده من بسیار خوش شانس
بودم که توانستم در دفتر لوس آنجلس به عنوان نوازنده شغلی دست و پا کنم و سریعاً
مأموریت های کاری مختلفی رو انجام دادم.

-
شما چگونه کار خودتان را توصیف می کنید؟
من فکر می کنم بهترین عبارتی که برای توصیف کار من وجود
دارد « پرتره سینمایی » است. من تلاش کردم پرتره هایی به وجود بیاورم که به نظر بیاد
قسمتی از یک داستان بزرگتر و شرحی اصیل و منحصر به فرد از سوژه مورد نظر است. من
بسیار تحت تأثیر تک شات های فیلم، کارتون های سیاسی، ادبیات و دیگر سرچشمه های
منفرد و شخصی هستم که به ایده ها شادابی و جلا می بخشد. من همیشه به دنبال
ساختاری فکری هستم از دیده هایم در لحظاتی
که به تماشای فیلمی نشسته ام؛ تصاویری در ذهنم نقش می بندد که ممکن است فقط خود من
آنها را در تعداد بسیار زیادی از تک فریم ها ببینم ولی عمیقاٌ برایم واقعی هستند.

-
چه زمان شما به توانایی های خود اعتماد کردید؟ آیا هیچ وقت شده است که به
مهارت خود نامطمئن شوید؟
من دائماً تصمیمات و توانایی هایم را زیر سوال می برم. به
نظرم می تواند بسیار خطرناک باشد که خیلی اعتماد به نفس داشته باشید چرا که به
صورت خودکار هر حرکت خود را خوب درنظر می گیرید. باید مابین اعتماد به نفس و حس
کنجکاوی تعادلی برقرار کرد. من مدام در تلاشم عکسی را بگیرم که قبلاً نگرفته ام.

-
آثار شما مایه هایی از فرهیختگی دارد. من تصور می کنم شما می بایست در مورد
زیبایی شناسی بسیار دقیق باشید. آیا هنوز از دیدن چیزی زیبا شگفت زده می شوید؟
برای خلق عکس ها، این احساس است که راهنمای شماست؟
من در مورد طراحی و زیبایی شناسی بسیار وسواس دارم؛
همینطور درباره ترکیب های رنگی، فونت ها و یا حتی مبلمانی که در صحنه استفاده می
کنم چرا که می دانم کوچکترین چیز ها حامل اطلاعات هستند. از همه مهمتر خلق
محیطی است که هر ذره زیبایی؛ هر زیباییِ تصادفی، بتواند اتفاق بیافتد. وقتی زیبایی
به صورت تصادفی در تصویری رخ می دهد خیلی بیشتر هیجان انگیز و غافلگیر کننده است.
من تشنه دیدن اشیأ در ترکیب بندی جدید هستم، جایی که بتوانند با ادراک من به چالش
در آیند.
-
من فکر می کنم بیشتر عکاسان دارای چشمانی حساس نسبت به ترکیب بندی، رنگ و نور
هستند. چسمانی که آموزش دیده اند. شما چگونه این حس بینایی تان را رشد دادید؟
من فکر می کنم نکته ای که بیشتر از هر چیزی در این روند
اهمیت دارد؛ از ایده تا خلق تصویر و متعاقباً باز بینی و ویرایش آن، آموختن این
نکته است که، آیا به درد می خورد یا که نه. از جهاتی خوشحالم که من از دنیای فیلم ها
بر خاستم، اوایل من نمی توانستم در باره عکسها درست قضاوت کنم. من مجبور بودم روز
ها بر یک عکس متوقف شوم تا بفهمم چه عکسی گرفته ام. باوجود فاصله ای که بود
بالاخره این توانایی را در خود یافتم تا عکسم را به عنوان اتفاقی مستقل از عمل طولانی
عکاسی کردنش تمیز دهم. به نظرم این فرایند بود که چشمان من را در چندین جهت آموزش
داد.

-
شما از رئیس جمهور اوباما هم عکاسی کرده اید. من همیشه کنجکاو بودم که عکاسی
از یک رئیس جمهور چگونه می تواند باشد. فرایند عکاسی کردن از یک رئیس جمهور چگونه
است؟
وقتی شما از یک رئیس جمهور عکاسی می کنید، همیشه زمان کم می
آورید. پس شما حتماً احتیاج دارید آماده باشید؛ هرچند حتی اگر آماده هم باشید یا
بسیار مصمم، بازهم ممکن است نتوانید عکس جالبی بگیرید. رویکرد من در مورد مردان
قدرت اینگونه است که سعی می کنم شکافی درون لایه های قدرت و نظارت آنها باز کنم و
هویت شخصی و انسانی آنها را آشکار کنم. بعضی اوقات باید فقط شانس به دادتان برسد،
گفتگو را آغاز کنید و کمی جسور باشید. در مورد عکاسی از ریئس جمهور اوباما من
توانستم کمی زمینه های مشترک پیدا کنم که باعث شد یک گفتگوی واقعی شکل بگیرد که او
را در برابر دوربین هرچه بیشتر راحت جلوه دهد. من نیمی از زمانم را فدای گفتگو با
وی کردم و مطمئنم که این کار بهتر از این بود که تمام وقتم را صرف عکاسی می کردم.
-
من تصور می کنم تهیه کننده ها به شما آزادی می دهند تا وقتی روی یک پوستر فیلم
کار می کنید هر چه بیشتر خلاقانه شود، این درست است؟ آیا شما به عنوان یک لنز
اجاره ای کار می کنید؟ چگونه سبک کاری مختص به خود را بیان می کنید وقتی سفارشی
مشخص به شما م دهند؟
هر کاری متفاوت است. با بعضی از مشتری ها چند باری کار کرده
ام و آنها از همان ابتدا من را وارد کار می کنند. من فیلمنامه را می خوانم؛ وقتی
کاری من را درگیر کند پیشنهاداتم را روی میز می گذارم. در بعضی از موارد اینگونه
بوده است که مفاهیم و ایده های من بعد از تمام شدن کارِ پوستر حتی در خود فیلم نیز
استفاده شده اند، که واقعاً لذت بخش است. در برخی دیگر از کار ها هم از من فقط
خواسته شده که عکس را بر اساس طرح اولیه در محدوده ایده های از پیش تعیین شده
آماده کنم؛ ولی اغلب اوقات گرایش شخصی من، درگیر شدن هر چه بیشتر در مجموعه ایست
که من بخشی از فرایند خلاقه آن هستم. این دست از کارها را ترجیح می دهم چرا که
اغلب، این چالشِ خلق نورپردازی بدیع بر چهره ها برایم خوشایند است، اینکه از هر
تکرار و تقلیدی خالی باشد. بهترین کارهایم را زمانی انجام داد که وقت کافی برای
آزمون و خطا داشته ام، مثلاً یک روز کامل را صرف این کنیم که با بدل بازیگر
نورپردازی را تجربه و تمرین کنیم.

-
برای مثال، در « سرزمین موعود »، شما یک نمونه عکس دلچسب وصمیمی از موقعیت «
مرد تنها به افق می نگرد» گرفته اید. این تصویر بیشترین مطابقت را با گفتار متن
فیلم دارد. این عکس از ابتدا تا آخر چگونه تکمیل شد؟ آیا شما فیگور را پیشنهاد دادید؟
این عکس از آن دست نمونه هایی است که تهیه کننده به شما
آزادی لازم را می دهد، مشتری ای که حاضر است فیگور های مختلف را امتحان کند. تمام
مدتی که ما در کارجا ( لوکیشن ) بودیم بالاخره توانستیم آن قسمت خاص از دامنه را بیابیم،
جایی که من احساس کردم بیشترین تناسب را با روح حاکم بر فیلم دارد. بنابراین، عکاسی این
پوستر خیلی اصیل و غریزی رخ داد؛ استفاده از مکان واقعی و صبوری برای دستیابی به
آنچه که فیلم واقعاً بود. این ها بهترین شرایط کاری اند.

-
برای خیل مشتاقان عکاسی از دنیای سرگرمی چه اندرزی دارید که بتوانند امنیت
شغلی خود را بالا ببرند. آیا داشتن شخصیت یک ستاره بزرگ یکی از ضروریات است؟
نصیحتی که من می توانم بکنم فقط مخصوص عکاسان دنیای سرگرمی
نیست و مبتلا به همه آنهاست و آن این است که : آیا شما عکس هایی می گیرید که دوستشان
دارید؟ اگر شما کارتان را دوست داشته باشید و همه آنچه که دارید را در آن بریزید،
مشتری ها و مخاطبان خود را خواهید یافت. اما اگر تلاشتان در این جهت است که عکس
های مطابق خواست مردم بگیرید و این که احساس کنید توانایی شما را اجاره کرده اند،
به نظرم شما به دنبال هدفی می دوید که از شما سریع تر می دود.
مصاحبه گر و نویسنده: فردی مارتینز
ژانویه 2014
ترجمه: بهزاد لطفی
-------------------------------------------------
این مصاحبه به پیشنهاد استاد تمجیدی ترجمه و ارائه شد.