مطالبات

خب رفقا، من به اتفاق رضا زلکی، ساسان گلستانه، مرتضی عوض پور، بهنام صفاری و رضا مشیر رسائلی و همینطور پشتیبانی پدافندی امین صفری پور و داوود قادری رفتیم به خدمت آقای روزبهانی مدیر اجرایی دانشگاه و آقای وحیدی مدیر آموزش رسیدیم و توی یک ساعت و نیمی که اونجا بودیم تقریباً همه مسائلمون رو مطرح کردیم:

1- تجهیزات و مسائل سخت افزاری
2-
عدم اطلاع رسانی دقیق و به موقع ( مثلاً در مورد تعطیلی دانشگاه )
3-
مسائل مرتبط با آموزش از جمله چینش امتحانات و دروس در طول ترم
4-
مسائل مربوط به اساتید
5-
مسائل مربوط با دانشگاه صدا و سیما
6-
نظافت و بهداشت کلاس ها، راهرو، دستشویی و بوفه
7-
مسائل صنفی از جمله وام دانشجویی
و . . . 

جلسه مثبتی بود و قول هایی هم داده شد. از الان به بعد هم باید پیگیر بود و کاری کنیم حضورمون رو بالای سرشون احساس کنن. صبح اول وقت هم به دیدار رئیس دانشگاه رفتم که تشریف نداشتن و نامه درخواست دیدار حضوری رو منشی دفترشون دادم.
اینم سندش.


اینم برنامه کلاس ها ولی عجیب اینه که زیرش نوشته 16 واحد درصورتی که محمد قنبری که پیش من حساب کرد شد 18 واحد. نمی دونیم والا.

پوزش بابت کیفیت بد تصویر.

برنامه تحصیلی نیم سال دوم 92-93

* آقا، به نظر این برنامه ای که روی سایت هست با دروسی که ما باید بگذرونیم تفاوت داره و 15 واحد نیست، 14 واحده، روز پنج شنبه هم اصن کلاس نداریم. رضا زلکی دانشگاه بوده و اینا رو از دکتر معالج شنیده.
خیلی شرم آوره، واقعاً مثه پودمانی شده.

موافقین پول شهریه رو پرداخت نکنیم تا بریم دوشنبه تکلیفمونو روشن کنیم؟ باید به ما حداقل یک درس دیگه (3 واحدی) بدن، نه؟

تفسیر موضعی


ای باباااا، من نمی دونم چرا این تنها درسی که امتحانش تستی بود جوابش نمیاد؟؟؟ آخه این که تصحیح کردنش ساده تر از همه اس که!!! این استاد عزیز به نظر تا خونه شون اجاره نره قصد نمره دادن به ماها رو ندارن. ماشاالله، خب همین کار را رو می کنین براتون حرف در می آرن دیگه.


البته این مصاحبه اشون بسیار عبرت انگیز و پند آموز بود.

یه پست دلی

آقا ما هرچی با خودمون کلنجار رفتیم که این پست ربطی به وبلاگ تو نداره، نذارش، نشد که نشد. بعضی موقع ها کارای عجیب و خلاف عادت، تنوع و تازگی به همراه میاره.

این یه عاشقانه اس (اما تلخ)  که حیفم اومد که کسایی که نشنیدن از دستش بدن و بی نصیب بمونن.

متأهل ها با همسرشون گوش کنن، متعهد ها با شریکشون و مجرد ها با خاطراتشون.

قطعه صوتی "هم مرگ" - شعر و صدا : علی رضا آذر

پایان ترم دوم - خسته نباشیم


خب، دو ترم دیگه مونده.

دو ترم دیگه مونده و احتمالا همه ما یا اکثریت ما لیسانس می گیریم و نکته اش اینه که میریم همون جایی که قبلاً بودیم.
این سوال واقعاً برامون باقی خواهد موند که آیا غیر از مدرک چیزی به ما اضافه کردن؟ اگر روند همین جور پیش بره؛ منه قبل از دانشگاه با منه بعد از دانشگاه چقدر تفاوت کردم؟ واقعاً همه آنچه که باید در مورد درس های تاریخ سینمای صامت یا مکاتب فیلم مستند یا کلیپ، آنونس و تیتراژ یا تدوین موسیقی و صدا گفته می شد، شد؟ ما کجای تدریس سینما تو دنیائیم؟ ما کجای تجربه عملیِ درس سینما در فضای دانشگاهی هستیم؟ امکانات در چه حده؟ اگر دانشگاه مسئول این امور نیست پس به واسطه چه عملکردی اسمش دانشگاس؟

باور نکردنیه؛ جزوه درس کلیپ، آنونس و تیتراژ چند صفحه بود؟ هه هه، جزوه درس تدوین صدا چی؟ اصن می گیم درس ها عملی هستند و احتیاج به جزوه ندارن، کدوم کار عملی؟ با کدام امکانات؟ بیشتر از نیمی از ترم به باد رفت و ما سیستم نداشتیم. یاد روزهای ابتدایی افتادم که تنش و تشنج روحیه امونو ملتهب کرده بود و نمی دونستیم باید چیکار کنیم. می خندیدیم ولی خنده ها برای فراموش کردن ناله ها بود و قهقهه برای به گور بردن اشک. 

تقریباً میشه گفت که این ترم هم همین داستان، انتظارمونو میکشه ولی چیزی که هنوز خنده ام میندازه تلاش کم فروغ بسیار خنده آور تعداد اندکی از مراقب های بی حوصله برای جلوگیری از تقلب بود. تقلب دیگه تقلب نبود، تقلب کردن هاله اعتبار قبیح خودش رو از دست داده بود. فرقی ندارشت چه کسی؛ چه شاگرد اول، چه دیندار و معتقد، چه  حرفه ای، چه آماتور، چه کتابخون، چه بی سواد، تقریباً همه تقلب کردن یا تقلب رسوندن. کسی نبود به مراقب ها بگه ممانعت از وقوع چه امر غلطی می کنین؟؟؟ 

هر فقدانی یه مازاد تولید میکنه. در جریان تدریس استاد تقلب نمی کنه؟ وقتی بی حوصله اس و کم فروشی می کنه، دانسته هاش رو احتکار می کنه و  به اشتراک نمی ذاره. این تقلب نیست؟ مدیر آموزش درست عمل کرد؟ با اون چینش احمقانه تاریخ و زمان امتحانات که توی سه روز برای چهار درس امتحان برگزار کرد. مدیر گروه پشت دانشجوش ایستاد؟ نمی دونیم. نتیجه این فقدان در مدیریت و تدریس، می شه مازاد تقلب.

... و ما از همه بی گناه تریم چرا که با شهامت تریم، همین.

خسته نباشیم، همگی با هم، چه استاد و چه دانشجو و چه مدیر.

اینم سندش.

نمرات نیم سال اول 92-93

استاد آشوری نمرات درس تدوین کلیپ،آنونس و تیتراژ و استاد شاهرخ نمرات درس لابراتوار فیلم(پیشرفته) و طبسی نمرات درس تدوین غیر خطی1 رو دادند. برای دیدن نمرات به سامانه سجاد مراجعه کنید.

بیاین تو نظرات درباره نمره ها بگین تا ببینیم وضعیت درکل چجوریاس.


تاریخ انتخاب واحد نیمسال دوم متعاقبا ( تا قبل از 18 بهمن ماه )از طریق همین سامانه اعلام خواهد شد این خبری که اینجا نوشته

نمرات نیم سال اول 92-93

استاد نوری مقدم (عزیزم) نمرات درس تاریخ سینمای صامت رو دادن. برای دیدن نمرات به سامانه سجاد مراجعه کنید.

بیاین تو نظرات درباره نمره ها بگین تا ببینیم وضعیت درکل چجوریاس.

نمرات نیم سال اول 92-93

خب، شروع شد.

استاد صفادل نمرات درس تدوین تدوین موسیقی و صدا رو دادن. برای دیدن نمرات به سامانه سجاد مراجعه کنید.

بیاین تو نظرات درباره نمره ها بگین تا ببینیم وضعیت درکل چجوریاس.

آقا ، شماره استاد صفادل رو کی داره؟ بذاره تو نظرات باهاش کار داریم.

از زبان آفرینندگان - سم جونز

«سم جونز»: عکاس محبوب هالیوود، خالق نگاره ها از ستاره ها

متأسفانه، موارد متعددی از اتفاقات نامفهوم و سهویات ویرانگر برایم به وجود آمد آن زمان که مسیر سخت گفتگو با عکاس معروف، کارگردان، موسیقی دان و اسکیت باز؛ سم جونز را پیمودم. میدونید، وقتی من در فوریه 2013 درباره Off Camera ؛ مجله شخصی، برنامه تلویزیونی و پادکست جونز، چیزهایی فهمیدم، مطمئن بودم که کشف بزرگی کرده ام. این یکی از جاهای نایابی بود که می شد مصاحبه ای هوشیوار در سبک ورقه-بزرگ را خواند و دید آنها از یک گفتگوی واقعی یک قدم پا پس نکشیده اند. حال یک سال بعد از آن ماجرا باز هم شانس این را داشتم که با این خالق گفتگو کنم ولی متأسفانه در باره Off Camera  موفق به پرسیدن کلمه ای هم از او نشدم.

برگردیم به جونزِ عکاس. او به معرفی هیج احتیاجی ندارد ( و من این جمله کوتاه کنسزو شده را تضمین می کنم.) ممکن است شما با پورتره های او آشنا باشید حتی قبل از آنکه او را بشناسید. او با بسیاری از مشتری ها و شرکت های سطح بالا و مشهور کار کرده است که مطمئناً شما چندتایی از آنها را دیده اید. آنها از طریق Entertainment Weekly , Rolling Stones ، پوستر های سینمایی مشهور منتشر شده اند. دو پوستر او را از فیلم های تحسین شده منتقدان « جاذبه ، Gravity » و « سرزمین موعود ، Promised Land » را دیده اید. بدون شک برای من یک امتیاز بود که با یکی از بهترین ها گفتگو کنم.

در این مصاحبه جونز درباره شروع کار عکاسی، رویکردش به مقوله پورتره با من گفتگو می کند.

-       شما یک شخصیت برجسته و عکاس نام آشنا هستید. عکاسی را چگونه آغاز کردید؟

من کار خودم رو به عنوان یک عکاس خبری در اسوشیتدپرس شروع کردم. درست بعد از دانشکده من بسیار خوش شانس بودم که توانستم در دفتر لوس آنجلس به عنوان نوازنده شغلی دست و پا کنم و سریعاً مأموریت های کاری مختلفی رو انجام دادم.

-       شما چگونه کار خودتان را توصیف می کنید؟

من فکر می کنم بهترین عبارتی که برای توصیف کار من وجود دارد « پرتره سینمایی » است. من تلاش کردم پرتره هایی به وجود بیاورم که به نظر بیاد قسمتی از یک داستان بزرگتر و شرحی اصیل و منحصر به فرد از سوژه مورد نظر است. من بسیار تحت تأثیر تک شات های فیلم، کارتون های سیاسی، ادبیات و دیگر سرچشمه های منفرد و شخصی هستم که به ایده ها شادابی و جلا می بخشد. من همیشه به دنبال ساختاری  فکری هستم از دیده هایم در لحظاتی که به تماشای فیلمی نشسته ام؛ تصاویری در ذهنم نقش می بندد که ممکن است فقط خود من آنها را در تعداد بسیار زیادی از تک فریم ها ببینم ولی عمیقاٌ برایم واقعی هستند.

-       چه زمان شما به توانایی های خود اعتماد کردید؟ آیا هیچ وقت شده است که به مهارت خود نامطمئن شوید؟

من دائماً تصمیمات و توانایی هایم را زیر سوال می برم. به نظرم می تواند بسیار خطرناک باشد که خیلی اعتماد به نفس داشته باشید چرا که به صورت خودکار هر حرکت خود را خوب درنظر می گیرید. باید مابین اعتماد به نفس و حس کنجکاوی تعادلی برقرار کرد. من مدام در تلاشم عکسی را بگیرم که قبلاً نگرفته ام.

-       آثار شما مایه هایی از فرهیختگی دارد. من تصور می کنم شما می بایست در مورد زیبایی شناسی بسیار دقیق باشید. آیا هنوز از دیدن چیزی زیبا شگفت زده می شوید؟ برای خلق عکس ها، این احساس است که راهنمای شماست؟

من در مورد طراحی و زیبایی شناسی بسیار وسواس دارم؛ همینطور درباره ترکیب های رنگی، فونت ها و یا حتی مبلمانی که در صحنه استفاده می کنم چرا که می دانم کوچکترین چیز ها حامل اطلاعات هستند. از همه مهمتر خلق محیطی است که هر ذره زیبایی؛ هر زیباییِ تصادفی، بتواند اتفاق بیافتد. وقتی زیبایی به صورت تصادفی در تصویری رخ می دهد خیلی بیشتر هیجان انگیز و غافلگیر کننده است. من تشنه دیدن اشیأ در ترکیب بندی جدید هستم، جایی که بتوانند با ادراک من به چالش در آیند.

-       من فکر می کنم بیشتر عکاسان دارای چشمانی حساس نسبت به ترکیب بندی، رنگ و نور هستند. چسمانی که آموزش دیده اند. شما چگونه این حس بینایی تان را رشد دادید؟

من فکر می کنم نکته ای که بیشتر از هر چیزی در این روند اهمیت دارد؛ از ایده تا خلق تصویر و متعاقباً باز بینی و ویرایش آن، آموختن این نکته است که، آیا به درد می خورد یا که نه. از جهاتی خوشحالم که من از دنیای فیلم ها بر خاستم، اوایل من نمی توانستم در باره عکسها درست قضاوت کنم. من مجبور بودم روز ها بر یک عکس متوقف شوم تا بفهمم چه عکسی گرفته ام. باوجود فاصله ای که بود بالاخره این توانایی را در خود یافتم تا عکسم را به عنوان اتفاقی مستقل از عمل طولانی عکاسی کردنش تمیز دهم. به نظرم این فرایند بود که چشمان من را در چندین جهت آموزش داد.

-       شما از رئیس جمهور اوباما هم عکاسی کرده اید. من همیشه کنجکاو بودم که عکاسی از یک رئیس جمهور چگونه می تواند باشد. فرایند عکاسی کردن از یک رئیس جمهور چگونه است؟

وقتی شما از یک رئیس جمهور عکاسی می کنید، همیشه زمان کم می آورید. پس شما حتماً احتیاج دارید آماده باشید؛ هرچند حتی اگر آماده هم باشید یا بسیار مصمم، بازهم ممکن است نتوانید عکس جالبی بگیرید. رویکرد من در مورد مردان قدرت اینگونه است که سعی می کنم شکافی درون لایه های قدرت و نظارت آنها باز کنم و هویت شخصی و انسانی آنها را آشکار کنم. بعضی اوقات باید فقط شانس به دادتان برسد، گفتگو را آغاز کنید و کمی جسور باشید. در مورد عکاسی از ریئس جمهور اوباما من توانستم کمی زمینه های مشترک پیدا کنم که باعث شد یک گفتگوی واقعی شکل بگیرد که او را در برابر دوربین هرچه بیشتر راحت جلوه دهد. من نیمی از زمانم را فدای گفتگو با وی کردم و مطمئنم که این کار بهتر از این بود که تمام وقتم را صرف عکاسی می کردم.

-       من تصور می کنم تهیه کننده ها به شما آزادی می دهند تا وقتی روی یک پوستر فیلم کار می کنید هر چه بیشتر خلاقانه شود، این درست است؟ آیا شما به عنوان یک لنز اجاره ای کار می کنید؟ چگونه سبک کاری مختص به خود را بیان می کنید وقتی سفارشی مشخص به شما م دهند؟

هر کاری متفاوت است. با بعضی از مشتری ها چند باری کار کرده ام و آنها از همان ابتدا من را وارد کار می کنند. من فیلمنامه را می خوانم؛ وقتی کاری من را درگیر کند پیشنهاداتم را روی میز می گذارم. در بعضی از موارد اینگونه بوده است که مفاهیم و ایده های من بعد از تمام شدن کارِ پوستر حتی در خود فیلم نیز استفاده شده اند، که واقعاً لذت بخش است. در برخی دیگر از کار ها هم از من فقط خواسته شده که عکس را بر اساس طرح اولیه در محدوده ایده های از پیش تعیین شده آماده کنم؛ ولی اغلب اوقات گرایش شخصی من، درگیر شدن هر چه بیشتر در مجموعه ایست که من بخشی از فرایند خلاقه آن هستم. این دست از کارها را ترجیح می دهم چرا که اغلب، این چالشِ خلق نورپردازی بدیع بر چهره ها برایم خوشایند است، اینکه از هر تکرار و تقلیدی خالی باشد. بهترین کارهایم را زمانی انجام داد که وقت کافی برای آزمون و خطا داشته ام، مثلاً یک روز کامل را صرف این کنیم که با بدل بازیگر نورپردازی را تجربه و تمرین کنیم.



-       برای مثال، در « سرزمین موعود »، شما یک نمونه عکس دلچسب وصمیمی از موقعیت « مرد تنها به افق می نگرد» گرفته اید. این تصویر بیشترین مطابقت را با گفتار متن فیلم دارد. این عکس از ابتدا تا آخر چگونه تکمیل شد؟ آیا شما فیگور را پیشنهاد دادید؟

این عکس از آن دست نمونه هایی است که تهیه کننده به شما آزادی لازم را می دهد، مشتری ای که حاضر است فیگور های مختلف را امتحان کند. تمام مدتی که ما در کارجا ( لوکیشن ) بودیم بالاخره توانستیم آن قسمت خاص از دامنه را بیابیم، جایی که من احساس کردم بیشترین تناسب را با روح حاکم بر فیلم دارد. بنابراین، عکاسی این پوستر خیلی اصیل و غریزی رخ داد؛ استفاده از مکان واقعی و صبوری برای دستیابی به آنچه که فیلم واقعاً بود. این ها بهترین شرایط کاری اند.

-       برای خیل مشتاقان عکاسی از دنیای سرگرمی چه اندرزی دارید که بتوانند امنیت شغلی خود را بالا ببرند. آیا داشتن شخصیت یک ستاره بزرگ یکی از ضروریات است؟

نصیحتی که من می توانم بکنم فقط مخصوص عکاسان دنیای سرگرمی نیست و مبتلا به همه آنهاست و آن این است که : آیا شما عکس هایی می گیرید که دوستشان دارید؟ اگر شما کارتان را دوست داشته باشید و همه آنچه که دارید را در آن بریزید، مشتری ها و مخاطبان خود را خواهید یافت. اما اگر تلاشتان در این جهت است که عکس های مطابق خواست مردم بگیرید و این که احساس کنید توانایی شما را اجاره کرده اند، به نظرم شما به دنبال هدفی می دوید که از شما سریع تر می دود.


مصاحبه گر و نویسنده: فردی مارتینز

ژانویه 2014

ترجمه: بهزاد لطفی

-------------------------------------------------

این مصاحبه به پیشنهاد استاد تمجیدی ترجمه و ارائه شد.

اقناع

دوستان حسابی ضایع شدیم رفت!

استاد تنکابنی میل زدن و گفتن که: « از اون جایی که همه شما از روی هم نوشتید و احیاناً همه از یه جزوه کپی کردین؛ همتون واژه "اقناع" رو به غلط "اغناء" یا "اقناء" نوشتین. »

واژه صحیح "اقناع" هست و به معنی متقاعد سازی در مبحث ارتباطات در رسانه است. از اینجا می تونید بیشتر درباره اش بخونید.

...


Silent Film History


* این جزوه 14 صفحه ای خلاصه شده 56 صفحه کتابه ولی شاید هنوز قابلیت این رو داشته باشه که خلاصه تر بشه. اگر احساس کردین که طولانیه به اختیار خودتون خلاصه اش کنین.

لطفاً به بقیه رفقا هم خبر بدین. 

پیشکش...

سوال و جواب های درس تاریخ سینمای صامت - فایل Word

سوال و جواب های درس تاریخ سینمای صامت - pdf

آقا خلاصه درس سینمای مستند که این بالا هست رو اگه حسابی (و دقیق) بچلونیدش میشه این پایینی :)

اینم خلاصه خلاصه که نوسط آقای منافی آماده شده

ممنون از محمد منافی عزیز.


سوالات تفسیر موضوعی قرآن

با سپاس فراوان از محبت محمد منافی عزیز برای ارسال این فایل که شامل سوالات مهم درس تفسیر موضوعی است، با افتخار سوالات رو اینجا می ذارم که همه استفاده کنن. ممنون از لطفت رفیق.

سوالات مهم درس تفسیر موضوعی قرآن 

البته میدونید که امتحان تستیه ولی برای مرور، خوندن سوالات محمد منافی توصیه میشه شدید. در ضمن تو این سوالات از آیه ها هم سوال اومده که برای ما نخواهد اومد، امین الهی به ضرس قاطع اینو گفت.

برنامه امتحانات بهمن 92

* برای دریافت کارت ورود به جلسه، به سامانه سجاد مراجعه کنید. (البته این کارت یه جور تله هم هست؛ تو این مرحله اون دسته از دوستانی که شهریه رو پرداخت نکردن رو خفت می کنن! :)

ایام هفته8:30-10:3011-1314-1616:30-18:30
سه شنبه 11/1تدوین غیر خطی


پنجشنبه 11/3
تدوین کلیپ Aتدوین کلیپ B
شنبه 11/5

تفسیر موضوعی قرآن
یکشنبه 11/6
نظریه و مکاتب مستندتولید برنامه های تلویزیونی
سه شنبه 11/8
تاریخ سینمای صامت
لابراتوار پیشرفته فیلم
پنجشنبه 11/10
تدوین موسیقی Aتدوین موسیقی B

جزوه های امتحان

آقا، واقعاً ممنون از همه بچه هایی که تو این مدت با وجود تعطیلی موقتی بلاگ بازم لطف داشتن و سر زدن. خیلی مَردین.

جزوه درس سینمای مستند - استاد دستنشان -------- سوال و جواب های درس مستند - استاد دستنشان

جزوه درس تولید تلویزیونی - استاد تنکابنی


جزوه های بالا رو مدیون آقای سعید نعمتی عزیز هستیم که زحمت اسکن رو کشیدن و همینطور آقای فرجی دانا که نگاشته اند. ممنون رفقا. از مسعود اباذری هم بابت سوالات و پاسخ های درس مستند مچچچچچکریم.

دو صفحه آخر درس مکاتب مستند رو هم محمد قنبری زحمت کشید و فرستاد، ممنون از باقی دوستان!

دوستان، به سوال و جواب های درس تولید تلویزیونی این سوالات زیر رو هم باید اضافه کنید:

- ساختار های غیر نمایشی معمول را نام ببرید.

برنامه های خبری - گفتگو محور - مسابقات - انواع مستند های تلویزیونی - انواع نقاشی متحرک و عروسکی - برنامه های مذهبی - ویدئو کلیپ

- ساختار یک برنامه به چه معناست؟

همان سازمان یک برنامه، همان طرح می باشد که از شکل و محتوا تشکیل شده است. در حقیقت چگونگی ارتباط و قرار گرفتن عوامل مختلف هر شکل یا پدیده ایست. چگونگی استقرار و ارتباط عوامل و عناصر دیداری و شنیداری تشکیل دهنده هر برنامه است.

- عوامل موثر بر ساختار برنامه را نام ببرید.

1. امکان دسترسی به مواد برنامه سازی، شامل: منابع، تجهیزات، نقدینگی، مواد مصرفی

2. مسائل اقتصادی ( وضعیت عمومی اقتصاد شبکه ها )

3. رقابت

4. خط مشیء مدیریت ها

5. سطح پوشش شبکه ها

6. منطقه فعالیت شبکه تلویزیونی و ویژگی های مخاصب

7. خط مشیء اسپانسرها

8. طول عمر یک برنامه ( دایره یک برنامه )

9. قوانین کشوری

10. پیشرفت های تکنولوژیک

11. قوانین داخلی شبکه ها

12. سلیقه مخاطب

13. تغییرات رسانه ای

---------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

جزوه درس لابراتوار تلویزیونی - استاد شاهرخ -------- فایل کمکی برای بخش رنگ و نور درس لابراتوار

جزوه درس لابراتوار تلویزیونی - استاد شاهرخ (New Version*)

ممنون از محمد قنبری و امین صفری پور عزیز بابت ارسال جزوه استاد شاهرخ.

غمنامه!

رفقا؛ همین جند دقیقه پیش یه Mail برای استاد تمجیدی فرستادم. فک کردم متنشو بذارم اینجا تا شما هم تو بخش نظرات چیزایی رو که من جا انداختم رو بنویسن. استاد تمجیدی همیشه به اینجا سر میزنن.


سلام استاد عزیز و این روزها عزیزتر؛

استاد تمجیدی؛
روزای سختی شده تو دانشکده رسانه، تقریباً روزی نیست که بچه ها بابت مسئله ای به دکتر معالج اعتراض نکنن. از استاد متولد 1365 گرفته که سرِ کلاسِ تدوین غیر خطی، photoshop درس میدن تا استاد جوان دیگری که برای بچه ها اسم میذارن؛ به لطف ایشون سر کلاسمون هم همزاد اصغر فرهادی رو داریم و هم یه کیارستمی، لیدی گاگا و بَروبَکس که من باشم. همین طور اساتید  دیگری که گرد سفیدی روی سرشون دیده میشه ولی این نشانه، از مرارتی که من باب هنرورزی متحمل شدن نیست بلکه پیر اقتصاد و سیاستن احیانا، چون هم کاسبی هنر و بازاریابی از دانشجویان رو خوب بلدن و هم زبان تهدید و ارعاب شیوایی دارن اون زمان که کسی به شیوه تدریسشون معترض بشه. کلاسی که می بایست ساعت 6 بعدازظهر تمام بشه رو ساعت یک تمام کردن و به امید دیدار...
از اساتید دلسوز و باسواد، مجرب و کارکشته خبری نیست و جمع دستچین شده ما که در زمان کنکور از بین بیشتر از 2000 نفر و در مرحله مصاحبه از بین بیشتر از 250 نفر گزینش شده، شوکه و افسرده است و از دهانشون هر صدایی شنیده میشه: انتقالی ، مهمان و حتی انصراف.
درنهایت به این نتیجه رسیدیم که بهتره مطالعه خودمون رو داشته باشیم و بیشتر از پیش سعی کنیم که خودمون صاحب سخن رو بر سر ذوق بیاریم، البته تا اینجا که بیشتر موجب شرمندگی و دستپاچگی اونا شدیم چراکه معذب میشن وقتی نمی تونن جوابمونو بدن.

جاتون خیلی خالیه
همیشه ممنون وقدردانتونم.

جواب جناب استاد تمجیدی:

سلام دوست خوب من، عشق يادگيري شما تحسين بر انگيز است. البته به خودم اجازه نميدم اسم اساتيد را بپرسم اما يه چيز را ميدونم در همه دانشگاه ها 80% فراگيري با خود دانشجو است البته اين عمل نادرست اساتيد را توجيه نميكنه، معمولا بين برخي همكاران ما اين سياست وجود داره كه بايد دانشجو را كوبيد تا سركشي نكنه و متاسفانه از اين روش سود مي برند. بنظرم هدف شما والا تر از اينه پس بايد سختي ها را تحمل كنيد و با مطالعه بيشتر به هدف برسيد. جابجايي، انتقال ممكنه وضع رو بدتر بكنه كه بهتر نكنه، بنابراين خويشتن دار باشيد.
آفتاب از پشت ابر بيرون مياد.

Work Shop

خب، دوستان تو حاشیه  سی امین جشنواره فیلم کوتاه تهران (که از متنش پربار تر بود) چندتا کارگاه آموزشی برگزار شد که امروز Voice ِ دوتا از اونا رو در وبلاگ قرار می دیم که همگی استفاده کنن. ما که باهاشون حال کردیم.

کارگاه آموزشی دکتر احمد الستی - Short Film

کارگاه آموزشی مهرداد اسکویی - Direct Cinema

تا این دوتا رو گوش می کنین ما هم هرچه زودتر کارگاه های آموزشی آقایان علیرضا خمسه و همینطور خسرو سینایی رو هم در همین پست اضافه می کنیم. همه اینا رو مدیون جعفر مطلبی پور و امیر کتب زاده هستیم. ممنون ازشون.

فرش قرمز

آقا ما پنج شنبه پا شدیم رفتیم دانشگاه صدا و سیما سر کلاسمون، برخوردی با ما شد که صد سال با دانشجویان خودشون نمی کردن؛ برامون فرش قرمز پهن کردن.

اینم سندش.

ساندویچ با نون اضافه


همين چند وقت پيش، يه آگهي تو يكي از اين پيكهاي تبليغاتي ديديم :
"ساندويچ با نون اضافه همراه با موسيقي زنده در فضايي بياد ماندني ، كافيست فقط يك بار امتحان كنيد."
ما هم كه خيلي گرسنمون بود با بچه ها بلند شديم رفتيم تا يه دل سير بخوريم.
رسيديم اونجا خيلي شلوغ بود، خوب امروز روز افتتاحيه اش بود،
همه جلو مغازه به صف ايستاده بودن ،يه آقاي محترمم ميگفت:
«اوناييكه اون آخرن ، لطفا نايستن بهشون نميرسها ، ببخشيد تورو خدا.»
بالاخره نوبت ما رسيد، رفتيم تو،  همه چيز مرتب و جاي خودش بود مثل تو فيلم ها  رفتيم جلو تا سفارش بديم ، همون آقا باشخصيته پشت ميز بود:
- آقا لطفا چندتا همبرگر
آقا با شخصيته :
- با نوشابه ؟
من و بچه ها:
- آره آره 
آقا با شخصيته :
-حتما عزيزانم، بفرماييد الان ميارم خدمتون.
واي چند وقت بود كسي اينقدر بهمون احترام نگذاشته بود.
يكدفعه يكي از بچه ها پريد وسط و گفت:
- آقا پس موسيقي زنده اش كو؟
آقا با شخصيته (با لبخند):
- خوب گوش كنيد...
همه گوش كرديم يه صداي پيانو بگوش ميرسيد چقدر زيبا بود.
يكي از بچه ها:
- اما اينكه زنده نيست، سي ديه
آقا با شخصيته ( بازم بالبخند):
- اين اجراي لايو يا همون زنده ريچارد تو يكي از كنسرتاشه، بالاخره زندست ديگه، فقط اينجا نيست. حالا قراره يه پيانو بخريم ريچاردم دعوت كنيم بيا اينجا و ...
تو همين زمان همبرگرامونم آماده شد بدون توجه به بقيه فرمايشات آقا محترمه شروع كرديم به خوردن، خيلي خوشمزه بود، عجيب تر از اون اين بود كه نوشابه هاش  هم خنك بود،  همه چيز عالي بود، البته كسي كه پشت فر همبرگر ها رو سرخ ميكرد دستكش و كلاه نداشت ولي ما بهش توجه نمي كرديم. 
چند وقتي از اون روز گذشت و ما دیگه به همبرگراش عادت كرديم اما امروز كه با بچه ها مثل هميشه اومديم اينجا آقا با شخصيته گفت:
- از اين به بعد ساندويچ ديگه بدون همبرگر سرو ميشه.
من :
- فقط نونو گوجه و خيارشور؟
آقا با شخصيته :
- فقط نونو وگوجه . 
يكي از بچه ها:
- حداقل يه نوشابه خنك بده بره پايين.
آقا با شخصيته:
- جلو در گذاشتيم مگه نمي بيني برو بردار.
يكي ديگه از بچه ها:
- اوناييكه جلو آفتابه؟
آقا با شخصيته :
- آره ديگه تا سرد نشده بريد برداريد.
من: 
- ديگه هميشه اونجا ميزارين؟ ميخوام دفعه بعد ديگه مزاحمتون نشم.
آقا با شخصيته : 
- اگه اونجا نبود ميتوني  كنار جوي آب جلو مغازه پيداش كني.
اون بچه اوليه:
- چقدر بهتر شد اينطوري.
آقا با شخصيته :
- هوي اونجا نشينيا ...  
با ما نبود با يكي از بچه ها بود كه رفته بود بشينه.
همون بچهه:
- نشينم، آخه نون باگت با نوشابه نشسته حال ميده.
آقاه كه قبلا با شخصيت بود:
اگه ميخوايستي بشيني بايد درساتو خوب ميخوندي و دكتر ميشدي مثل من، بعد ميشستي، اينجاه كه دانشگاه نيست دوساعت بشيني و استغفرالله... ، اينجا بايد نونتو بگيريو بري، پشت سرتو هم  نگاه نكني.
نميدونم شايدم راست ميگفت حالا من و بچه ها  با يه ساندويچ سرد و يه نوشابه گرم چه كنيم، شايد محكوم شديم  به خوردن.

رضا مهرانفر
مهر 92

انتخاب واحد

سلام سلام سلام؛

فردا انتخاب واحده رفقا، لینک دانشگاه در بخش پیوندها اصلاح شده و برای دیدن عناوین دروس، زمان و تاریخ هر درس میتونید ازش استفاده کنید.

اینم لینک راهنمای انتخاب واحد در سامانه سجاده.

در دو قسط باید شهریه پرداخت بشه: یه شهریه 15% که میشه به صورت اینترنتی پرداخت کرد و تا 7/17 مهلت داره که پرداخت بشه ( تو راهنماش نوشته باید حتما پرداخت بشه) و یه شهریه 85% که باید با طی مراحلی مبلغ مورد نظر رو به شماره حساب 4719617946 بانک ملت به نام سید مرتضی موسویان(مرکز آموزش کاربردی رسانه) واریز کنید. از منوی شهریه ------> موارد قابل پرداخت و ... این یکی دیگه اینترنتی نیست و باید بریم بانک بپردازیم.

انتخاب واحدی رو که توی سایت انجام دادیم؛ باید ازش یه پرینت بگیریم و به دانشگاه ببریم که تأئیدش رو بگیریم.

مهلت ثبت نام هم از 6/27 هست تا 6/31 .

زمان حذف و اضافه هم از 7/15 تا 7/16 هست.

دیدارها از هفته دوم مهر تازه میشه که کلاسها آغاز میشه.

همگی موفق باشین.


Censorship

در سال 1968 در هالیوود مقررات «دفتر اجرایی ناظر بر قوانین تولید» جای خود را به یک نظام رده بندی سنی داد که کم و بیش از روی نظام مشابهی که در انگلیس جریان داست تقلید شده بود. آن دسته از استودیوهای فیلم سازی که عضو «انجمن سینمای آمریکا» MPAA هستند، موضف اند نسخه ای از فیلم کامل شده خود را برای کسب رده بندی مناسب ارسال کنند. شرکت های فیلم سازی مستقل، که خارج از حیطه کنترل هالیوود عمل می کنند مجبور نیستند رده بندی بگیرند. آگهی کنندگان و صاحبان سینماها باید رده اخذ شده را در معرض دید تماشاگران قرار دهند تا آنان بدانند باید چه انتظاری از فیلم داشته باشند و سینماها ملزم اند تماشاگران رده سنی خاص را به درون تالار هایی که فیلم هایی نامناسب رده های سنی آنها نشان می دهند راه ندهند.

این سیستم رده بندی سنی تا به امروز ادامه دارد و با انتقاداتی نیز روبرو بوده است چرا در موارد متعدد تصمیمات این نهاد به هیچ وجه یکدست نبوده است.

«رده G»،تماشای آن برای همه گروه های سنی مجاز است.

«رده PG»،شامل حرف ها یا صحنه هایی است که می بایست با کنترل و نظارت و راهنمایی والدین دیده شود.

«رده PG-13»،هشداری است به والدین درباره صحنه هایی که ممکن است برای نوجوانان زیر 13 سال مضر باشد.

«رده R»،به والدین توصیه می شود که با مطالعه وارد سینمایی که این رده فیلم را نمایش می دهد شوند چرا که فیلم حاوی بعضی حرف ها و صحنه هایی ست که برای نوجوانان مناسب نیست.

«رده NC-17»،فقط مناسب بزرگسالان است و افراد زیر 17 سال حق تماشای آن فیلم ها را ندارند.

Censorship


گاهی اوقات مقامات دولتی جلوی ادامه تولید فیلمی را می گیرند، کما اینکه با سرگی آیزنشتاین چنین کردند و او را مجبور ساختند در سال 1937 تولید فیلم "دست بژین" را متوقف کند و خبر انصراف از تولید آن را به اطلاع عموم برساند. آیزنشتاین به این خاطر در ساخت دشت بژین و بیشتر فیلم های بعدی خود به مخمصه خورد چون نمی خواست دستوالعملهای مقامات دولتی در پی روی از مقررات تولید فیلم بر اساس خط مشی «واقع گرایی سوسیالیستی» را تعقیب کند. این خط مشی و اسلوب روسی که از اواسط دهه 1930 تا دهه 1980 (تا زمانه حاکمیت گورباچف) بر سینمای روسیه حاکم بود، حکم می کرد که تمامی آثار خلاقه - از جمله موسیقی، نقاشی و سینما - باید در جهت تشویق و تقویت سوسیالیسم، کمونیسم و آرمانهای طبقه کارگر (پرولتاریا) باشد. آثار هنری روسی نمی توانستند حاوی تأئید دیدگاه ها و سبک زندگی غربی یا حتی تأئید تلویحی آنها باشند. آثار هنری، در چارچوب اصول «واقع گرایی سوسیالیستی» ، باید «واقع گرا» (نشانگر تصویری آرمانی از طبقه کارگر ) می بودند و به سهولت توسط توده مردم درک می شدند. سبک هایی که ابداعی و هنری ارزیابی می شدند ممنوع بودند. آثاری که فاقد استانداردهای «رئالیسم سوسیالیستی» بودند به عنوان آثار «منحرف» ، «بورژوایی» ، «سرمایه دارانه» و شکل گرا (فرمالیستی) محکوم می شدند و در دهه های1930 و 1940، خود استالین در این موارد داوری می کرد. حداقل مجازات این بود که هنرمند در انظار عمومی مورد تقبیح و سرزنش قرار می گرفت و از تظر شخصیتی تخریب می شد.

تصویر زیر بخش بالایی مجسمه معروف «Worker & Kolzokh Woman» است که بعد ها به عنوان لوگوی «موس فیلم» انتخاب شد و نماد « داس و چکش » را نشان می دهد که روی پرچم اتحاد جماهیر شوروی نیز نقش بسته بود؛ برای کارگران و هنرمندان معنای متفاوت، متناقض و حتی متضادی دارد. 

Censorship


استودیو های هالیوود، گاه خود دست به سانسور فیلمهایشان میزدند. در فیلم "از امروز به بعد (1946،آمریکا)" با بازی "جون فونتین" یکی از شخصیت های فیلم می گوید: «دیشب خوب نخوابیدم. حتما به خاطر اون دو تا فنجون قهوه ای بود که خوردم». مشاور روابط خارجی RKO جمله دوم را از فیلم حذف کرد و در توضیح نوشت: «صحبت در مورد اثرات زیان بخش قهوه ممکن است باعث رنجشش خاطر مقامات برزیل که از تولیدکنندگان قهوه هستند بشود.»

Censorship


در سال 1964، انیستیتوی سینمای پکن، علاوه بر فیلم های "هملت (1948،انگلستان)" ، "اتللو (1951،آمریکا \ فرانسه)" و "سه تفنگدار (1948،آمریکا)" نمایش فیلمی آموزشی به نام "اصول اولیه ایمنی شنا در رودخانه، دریاچه ها و دریاها" را نیز قدغن اعلام کرد. به اعتقاد آنها مسئله ایمنی یک ایده سرمایه داری بود که پایه های اراده و شجاعت انقلابی را سست و متزلزل می کرد.

از زبان آموزگاران - هانری کلپی

در زبان یونانی، ریتموس ( rytmos ) یعنی ضرب و تعداد. ریتم یک فیلم ضرب و شتاب آن است. ریتم ممکن است تند و متوسط باشد. ریتم سرزنده کمدی وجود دارد، ریتم کند درایر و مورنائو و آنتونیونی و برسون وجود دارد، ریتم سنکوپ دار ولز و رنه و فلینی هم وجود دارد. تارکوفسکی نوشته است : «حس کردن ریتم یک نما، یعنی واژه درست را در متن احساس کردن.» ولز در هنگام جستجوی ریتم صحیح میان دونما  می گوید : «مسئله ادراک از راه گوش مطرح است.» او تدوین را اینگونه توصیف می کند: «لحظه ای که فیلم با حس شنوایی سروکار دارد.» در یک فیلم، همه چیز در ایجاد ریتم نقش دارد: طول مدت و قطع و اندازه نماها، حرکت های دوربین، نور، صحنه پردازی، بازی بازیگران و نیز صدا از دیالوگ گرفته تا موسیقی و صداهای صحنه.

نامه هایی به یک تدوینگر جوان – هانری کلپی – ترجمه فرید فاطمی – نشر نی.

از زبان آفرینندگان - بورخس

نصیحت بورخس به نویسندگان جوان به جای توجه به انتشار اثر، در فکر خود اثر باشند. برای به چاپ رساندن نوشته‌های‌شان عجله نکنند و هیچ وقت خواننده را از یاد نبرند و علاوه بر این ــ اگر داستان می‌نویسند ــ هرگز چیزی را که حقیقتاً قادر به تجسمش نیستند توصیف نکنند. .... در مورد سبک نصیحتم این است که فقر واژگان را بر غنای اغراق‌آمیز الفاظ ارجح بدانند. علنی‌ترین و فاحش‌ترین نقص اخلاقی که معمولاً مخفی نمی‌ماند فضل‌فروشی و خودنمایی است. ... وقتی همه صفات و همه استعاره‌هایی که در یک صفحه می‌خوانیم جدید و بدیع‌اند، معمولاً این امر را باید نشانه خودنمایی نویسنده گرفت که می‌خواهد حیرت و تحسین خواننده را برانگیزد. خواننده هرگز نباید به چیره‌ دستی نویسنده پی ببرد. مهارت وتبحر نویسنده باید به صورتی نامحسوس و محجوب به منصه ظهور برسد.

- گفت‌وگو با بورخس (مجموعه‌ای از مصاحبه‌های بورخس) ترجمه کاوه میرعباسی.

Censorship

سانسورگران از هیچکاک درخواست کردند تا در سکانس مشهور حمام در فیلم روانی (1960،آمریکا) لحظه بسیار گذرایی را که "جانت لی" را برهنه نشان می دهد از فیلم حذف کند. استاد که تمایلی نداشت به این افراد گوشزد کند که مردم با لباس، زیر دوش نمی روند؛ خیلی راحت و بدون آنکه حتی به اندازه یک فریم را از این فیلم حذف کند آن را به انجمن سانسور بازگرداند. آنها هم که تصور می کردند هیچکاک اوامر آنها را اجرا کرده است، بدون هیچ بحثی به فیلم اجازه نمایش دادند.

Censorship

در سالهای پس از جنگ دوم جهانی، استالین شخصا در مورد سانسور فیلم های اتحاد جماهیر شوروی دستوراتی میداد. در بین کاگردانانی که فیلم هایشان قربانی بوالهوسی مستبد شدند، می توان "سرگی یورکویچ" را نام برد. پس از آنکه فیلم او "روشنایی بر فراز روسیه(1947)" در سینمای شخصی استالین در کرملین به نمایش در آمد، فهرستی از خطاهای ایدئولوژیک فیلم به او ارائه و تفهیم شد که فیلمش اکران نخواهد شد. یورکویچ در خاطرات شخصی خود، گفتگویی را که با یکی از مقامات رسمی GOSKINO داشته است به یاد می آورد:
- رفیق استالین اصلا از فیلم خوشش نیامده.
- پس این حاشیه ها را ایشون نوشتن؟
- نخیر ، ایشون اصلا حرفی نزدند اما رفیق بولشاکوف که همیشه پشت سر ایشون می نشینن؛ هروقت که رفیق استالین به خاطر نارضایتی از فیلم نفس های بلند می کشیدند، فوری یادداشت بر می داشتن. بعدا رفیق بولشاکوف این یادداشت های مربوط به واکنش های رفیق استالین را به رفیق ژدانوف نشون دادن. وقتی این واکنش ها رمزگشایی شدند نتایجی رو که داری میبینی روی کاغذ نوشتند.
البته رفیق یورکویچ از بسیاری از افرادی که موجبات ناخشنودی استالین را فراهم کرده بودندخوش شانس تر بود چون آنقدر زنده ماند که این داستان را تعریف کند.

Censorship

وقتی فیلمنامه "ژاژا (1939،آمریکا) از دفتر اتحادیه تهیه کنندگان و توزیع کنندگان آمریکا( دفتر .WILL H.HAYS مسئول نظارت و سانسور در آمریکا) برگردانده شد؛ جمله ای از فیلمنامه که در آن قهرمان زن بر سر شخصیت منفی فریاد می کشد: « خوک! خوک! خوک! خوک! » علامت گذاری شده بود و در حاشیه صفحه نوشته بودند :
« دو تا از خوک ها را حذف کنید»
.

Censorship

دولت مکزیک سابقا از دفتر سینمایی خود یک «مامور ویژه صدور مجوز» تعیین می کرد که در موقع لزوم فیلم های آمریکایی را که در مرز جنوبی فیلمبرداری شده بودند، سانسور کند. ماموری به نام خوان بارونا دستور حذف صخنه ای از فیلم "گاوباز شجاع (1950،آمریکا) صادر کرد که در آن یک کارگر واقعی خط آهن، در حال روغن زدن به چرخهای لوکوموتیو نشان داده می شد. دلیل بارونا این بود که این کارگر خیلی زشت است. وقتی از او سوال میشد که آیا در این کارگر نقصی دیده است؟ جواب داد: «نه، این بابا فقط خیلی زشت است. همچین آدمی نمی تونه نماینده راه آهن ما باشد».