Censorship

در سال 1968 در هالیوود مقررات «دفتر اجرایی ناظر بر قوانین تولید» جای خود را به یک نظام رده بندی سنی داد که کم و بیش از روی نظام مشابهی که در انگلیس جریان داست تقلید شده بود. آن دسته از استودیوهای فیلم سازی که عضو «انجمن سینمای آمریکا» MPAA هستند، موضف اند نسخه ای از فیلم کامل شده خود را برای کسب رده بندی مناسب ارسال کنند. شرکت های فیلم سازی مستقل، که خارج از حیطه کنترل هالیوود عمل می کنند مجبور نیستند رده بندی بگیرند. آگهی کنندگان و صاحبان سینماها باید رده اخذ شده را در معرض دید تماشاگران قرار دهند تا آنان بدانند باید چه انتظاری از فیلم داشته باشند و سینماها ملزم اند تماشاگران رده سنی خاص را به درون تالار هایی که فیلم هایی نامناسب رده های سنی آنها نشان می دهند راه ندهند.

این سیستم رده بندی سنی تا به امروز ادامه دارد و با انتقاداتی نیز روبرو بوده است چرا در موارد متعدد تصمیمات این نهاد به هیچ وجه یکدست نبوده است.

«رده G»،تماشای آن برای همه گروه های سنی مجاز است.

«رده PG»،شامل حرف ها یا صحنه هایی است که می بایست با کنترل و نظارت و راهنمایی والدین دیده شود.

«رده PG-13»،هشداری است به والدین درباره صحنه هایی که ممکن است برای نوجوانان زیر 13 سال مضر باشد.

«رده R»،به والدین توصیه می شود که با مطالعه وارد سینمایی که این رده فیلم را نمایش می دهد شوند چرا که فیلم حاوی بعضی حرف ها و صحنه هایی ست که برای نوجوانان مناسب نیست.

«رده NC-17»،فقط مناسب بزرگسالان است و افراد زیر 17 سال حق تماشای آن فیلم ها را ندارند.

Censorship


گاهی اوقات مقامات دولتی جلوی ادامه تولید فیلمی را می گیرند، کما اینکه با سرگی آیزنشتاین چنین کردند و او را مجبور ساختند در سال 1937 تولید فیلم "دست بژین" را متوقف کند و خبر انصراف از تولید آن را به اطلاع عموم برساند. آیزنشتاین به این خاطر در ساخت دشت بژین و بیشتر فیلم های بعدی خود به مخمصه خورد چون نمی خواست دستوالعملهای مقامات دولتی در پی روی از مقررات تولید فیلم بر اساس خط مشی «واقع گرایی سوسیالیستی» را تعقیب کند. این خط مشی و اسلوب روسی که از اواسط دهه 1930 تا دهه 1980 (تا زمانه حاکمیت گورباچف) بر سینمای روسیه حاکم بود، حکم می کرد که تمامی آثار خلاقه - از جمله موسیقی، نقاشی و سینما - باید در جهت تشویق و تقویت سوسیالیسم، کمونیسم و آرمانهای طبقه کارگر (پرولتاریا) باشد. آثار هنری روسی نمی توانستند حاوی تأئید دیدگاه ها و سبک زندگی غربی یا حتی تأئید تلویحی آنها باشند. آثار هنری، در چارچوب اصول «واقع گرایی سوسیالیستی» ، باید «واقع گرا» (نشانگر تصویری آرمانی از طبقه کارگر ) می بودند و به سهولت توسط توده مردم درک می شدند. سبک هایی که ابداعی و هنری ارزیابی می شدند ممنوع بودند. آثاری که فاقد استانداردهای «رئالیسم سوسیالیستی» بودند به عنوان آثار «منحرف» ، «بورژوایی» ، «سرمایه دارانه» و شکل گرا (فرمالیستی) محکوم می شدند و در دهه های1930 و 1940، خود استالین در این موارد داوری می کرد. حداقل مجازات این بود که هنرمند در انظار عمومی مورد تقبیح و سرزنش قرار می گرفت و از تظر شخصیتی تخریب می شد.

تصویر زیر بخش بالایی مجسمه معروف «Worker & Kolzokh Woman» است که بعد ها به عنوان لوگوی «موس فیلم» انتخاب شد و نماد « داس و چکش » را نشان می دهد که روی پرچم اتحاد جماهیر شوروی نیز نقش بسته بود؛ برای کارگران و هنرمندان معنای متفاوت، متناقض و حتی متضادی دارد. 

Censorship


استودیو های هالیوود، گاه خود دست به سانسور فیلمهایشان میزدند. در فیلم "از امروز به بعد (1946،آمریکا)" با بازی "جون فونتین" یکی از شخصیت های فیلم می گوید: «دیشب خوب نخوابیدم. حتما به خاطر اون دو تا فنجون قهوه ای بود که خوردم». مشاور روابط خارجی RKO جمله دوم را از فیلم حذف کرد و در توضیح نوشت: «صحبت در مورد اثرات زیان بخش قهوه ممکن است باعث رنجشش خاطر مقامات برزیل که از تولیدکنندگان قهوه هستند بشود.»

Censorship


در سال 1964، انیستیتوی سینمای پکن، علاوه بر فیلم های "هملت (1948،انگلستان)" ، "اتللو (1951،آمریکا \ فرانسه)" و "سه تفنگدار (1948،آمریکا)" نمایش فیلمی آموزشی به نام "اصول اولیه ایمنی شنا در رودخانه، دریاچه ها و دریاها" را نیز قدغن اعلام کرد. به اعتقاد آنها مسئله ایمنی یک ایده سرمایه داری بود که پایه های اراده و شجاعت انقلابی را سست و متزلزل می کرد.

Censorship

سانسورگران از هیچکاک درخواست کردند تا در سکانس مشهور حمام در فیلم روانی (1960،آمریکا) لحظه بسیار گذرایی را که "جانت لی" را برهنه نشان می دهد از فیلم حذف کند. استاد که تمایلی نداشت به این افراد گوشزد کند که مردم با لباس، زیر دوش نمی روند؛ خیلی راحت و بدون آنکه حتی به اندازه یک فریم را از این فیلم حذف کند آن را به انجمن سانسور بازگرداند. آنها هم که تصور می کردند هیچکاک اوامر آنها را اجرا کرده است، بدون هیچ بحثی به فیلم اجازه نمایش دادند.

Censorship

در سالهای پس از جنگ دوم جهانی، استالین شخصا در مورد سانسور فیلم های اتحاد جماهیر شوروی دستوراتی میداد. در بین کاگردانانی که فیلم هایشان قربانی بوالهوسی مستبد شدند، می توان "سرگی یورکویچ" را نام برد. پس از آنکه فیلم او "روشنایی بر فراز روسیه(1947)" در سینمای شخصی استالین در کرملین به نمایش در آمد، فهرستی از خطاهای ایدئولوژیک فیلم به او ارائه و تفهیم شد که فیلمش اکران نخواهد شد. یورکویچ در خاطرات شخصی خود، گفتگویی را که با یکی از مقامات رسمی GOSKINO داشته است به یاد می آورد:
- رفیق استالین اصلا از فیلم خوشش نیامده.
- پس این حاشیه ها را ایشون نوشتن؟
- نخیر ، ایشون اصلا حرفی نزدند اما رفیق بولشاکوف که همیشه پشت سر ایشون می نشینن؛ هروقت که رفیق استالین به خاطر نارضایتی از فیلم نفس های بلند می کشیدند، فوری یادداشت بر می داشتن. بعدا رفیق بولشاکوف این یادداشت های مربوط به واکنش های رفیق استالین را به رفیق ژدانوف نشون دادن. وقتی این واکنش ها رمزگشایی شدند نتایجی رو که داری میبینی روی کاغذ نوشتند.
البته رفیق یورکویچ از بسیاری از افرادی که موجبات ناخشنودی استالین را فراهم کرده بودندخوش شانس تر بود چون آنقدر زنده ماند که این داستان را تعریف کند.

Censorship

وقتی فیلمنامه "ژاژا (1939،آمریکا) از دفتر اتحادیه تهیه کنندگان و توزیع کنندگان آمریکا( دفتر .WILL H.HAYS مسئول نظارت و سانسور در آمریکا) برگردانده شد؛ جمله ای از فیلمنامه که در آن قهرمان زن بر سر شخصیت منفی فریاد می کشد: « خوک! خوک! خوک! خوک! » علامت گذاری شده بود و در حاشیه صفحه نوشته بودند :
« دو تا از خوک ها را حذف کنید»
.

Censorship

دولت مکزیک سابقا از دفتر سینمایی خود یک «مامور ویژه صدور مجوز» تعیین می کرد که در موقع لزوم فیلم های آمریکایی را که در مرز جنوبی فیلمبرداری شده بودند، سانسور کند. ماموری به نام خوان بارونا دستور حذف صخنه ای از فیلم "گاوباز شجاع (1950،آمریکا) صادر کرد که در آن یک کارگر واقعی خط آهن، در حال روغن زدن به چرخهای لوکوموتیو نشان داده می شد. دلیل بارونا این بود که این کارگر خیلی زشت است. وقتی از او سوال میشد که آیا در این کارگر نقصی دیده است؟ جواب داد: «نه، این بابا فقط خیلی زشت است. همچین آدمی نمی تونه نماینده راه آهن ما باشد».